یادم می آید نوروز 1387 با جمعی از دوستان،که توکا هم جزوی از آنها بود منزل حسین یعقوبی بودیم. اتفاقا همان شبی بود که یکی از قسمتهای مرد هزار چهره که امیر ژوله نویسنده آن بود قرار بود پخش شود.بعد از دیدن سریال، توکا حالش گرفته شد واز اینکه احساس می کرد مهران مدیری وژوله وباقی یارانش تصمیم گرفته اند به "م.آزاد" و جریان ادبی و فرهنگی ایران توهین کنند،بسیار عصبانی شده بود.آن شب گذشت وبراساس همان تصور(که بعدها به زبانهای مختلف شنید منظور نویسنده چنین نبوده است)در وبلاگش داد اعتراض گشود والبته دادش شنیده شد وموافق ومخالفینی پیدا کرد.اینکه بر اساس چنین تصوری داد و درد راه بیاندازی که به یکی ازهنرمندان مملکت توهین شده بسیار ستودنی است.زیرا کارتونیست خاموش …کارتونیست مرده است.
زمان گذشت.در خرداد ماه امسال به مردمی توهین شد. نه به یک هنرمند…که به ده ها هنرمند و به صدها انسان توهین شد.چه کسانی به زندان رفتند و چه ماجراهایی که به وجود نیامد.دوست مقدس ما فراموش کرد که چه نوشتاری وچه تصویری داد اعتراضش را گشوده کند.زبان در کام گرفت و قلم در جایی پرت کرد و انگشت نگارشش که در مواقع توهین معمولا خوب کلید های کیبورد را پیدا میکنند ، باز ایستادند.شاید آن دفعه فریاد از دست دادن فرهنگ و توهین و اهانت ، به وجهه ی هنرمند پز روشنفکری می افزود،و البته طبع مصلحت طلبی ایشان سکوت کردن را واجب می کرد.
در این میان جمعی هنرمند به نشانه اعتراض به جریاناتی که در مملکتشان روی داده،توهین هایی که به هموطنانشان شده،ماجراهایی که در خیابانها وکهریزکهاو…شده تصمیم میگیرند لب به اعتراض مدنی بگشایند . و از آنجا که مجریان دوسالانه را همسو،همعقیده وهمفکر با ماجراهای اخیر میدانستند دست به تحریم آن میزنند و برای همدلی و همدردی با مردم غمدیده تصمیم میگیرند که در دوسالانه ی امسال شرکت نکنند .این اعتراض در قالب نامه ای محترمانه نوشته میشود و در آن اعلام میدارند که در دوسالانه ی امسال شرکت نخواهند کرد وجمعیتی نزدیک به 170 نفرآن را امضا می کنند.تا آنجایی که من می دانم هدف ازامضای تحریم کنندگان به زمین زدن دوسالانه نبود وحتی این نکته در جلسه ای که برگزار کنندگان با تحریم کنندگان گذاشتند ذکر شد.
حال توکای مقدس ما دلش نخواست بیانیه را امضا کند ورفت وداوری دوسالانه راهم پذیرفت.اما نکته ظریف ماجرا اینجاست که نه کسی ایشان را مجبور کرد که بیاید وبیانیه را امضا کند،نه کسی از ایشان تقاضا کرد که به دوسالانه کار ندهد،ونه کسی از ایشان خواهش کرد که داور نشود.گویا گفتگوی درونی ایشان آنقدر بالا گرفته که خود با خود بحث می کند،مناظره وجدل ومباحثه می نماید و نهایتا آن را منتشر نیز میکند! من شخصا در اینجا از ایشان می خواهم که آرامش خود را حفظ کنند،با اعتماد به نفس وبدون عذاب وجدان از دوستان دولتیشان در خانه کاریکاتور و دیگر جایگاه ها تعریف وتمجید کنند، و حتی گاهی که احساس کردند خطری متوجهشان نمیشود و بر پز روشنفکری شان می افزاید ...یک مورد اهانتی...توهینی ...و یا دست انداختن کاریکاتوریستی که دستش ضعیف است را پیدا کنند و جنجالی در وبلاگ مقدسشان راه بیاندازند.